نقش ژئواکونومیک ذخایر اورانیوم جبل صاید عربستان در راهبرد آمریکا برای کاهش وابستگی به روسیه

تاریخ : 1404/10/02
Kleinanlegerschutzgesetz, Crowdfunding, Finanzierungen
حقوق انرژی حکمرانی جهانی
نمایش ساده

گزیده جستار: عربستان سعودی برای نخستین‌بار از جایگاه یک اَبَرصادرکننده نفت به موقعیت یک کنشگر مؤثر در بازار جهانی اورانیوم ارتقا می‌یابد؛ ارتقایی که به ریاض امکان می‌دهد در معادلات امنیت انرژی، سیاست عدم‌اشاعه و حتی موازنه‌های منطقه‌ای نقش فعال‌تری ایفا کند. به بیان دیگر، جبل صاید می‌تواند همان نقشی را در نظم هسته‌ای نوظهور بازی کند که نفت در قرن بیستم برای عربستان ایفا کرد: اهرم ژئواکونومیک برای تبدیل منابع زیرزمینی به نفوذ راهبردی در سطح بین‌المللی.

اين نوشتار در تاريخ دوم دی‌ماه ۱۴۰۴ در هفته‌نامۀ آفتاب حقوقی منتشر شد.

 

نقش ژئواکونومیک ذخایر اورانیوم جبل صاید عربستان

در راهبرد آمریکا برای کاهش وابستگی به روسیه

 

 

 

معدن جبل صاید (Jabal Sayid)، واقع در ۳۵۰ کیلومتری شمال شرقی جده؛ نه‌تنها یکی از بزرگ‌ترین معادن مس-طلا در عربستان است، بلکه حاوی حدود ۳۱,۰۰۰ تن اورانیوم است. این ذخایر، همراه با عناصر نادر خاکی (REEs)، می‌تواند بخش قابل‌توجهی از سوخت هسته‌ای آینده عربستان را تأمین کند. علاوه بر این، پتانسیل صادرات اورانیوم غنی‌شده یا خام به بازار آمریکا وجود دارد که به تنوع زنجیره تأمین سوخت هسته‌ای کمک می‌کند.

وزارت انرژی ایالات‌متحده و وزارت انرژی عربستان سعودی در ۱۹ نوامبر ۲۰۲۵ (28 آبان 1404) با امضای «بیانیه مشترک تکمیل مذاکرات همکاری هسته‌ای غیرنظامی» گامی راهبردی برداشتند که می‌تواند نقطه عطفی در معماری ژئواکونومیک انرژی خاورمیانه باشد. این توافق؛ چارچوبی بر اساس «بخش ۱۲۳» قانون انرژی اتمی آمریکا در مورد همکاری با سایر ملل، نه‌تنها شامل انتقال فناوری رآکتور، بلکه تعهدات طولانی‌مدت درزمینه امنیت، نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) و ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای است. یکی از جنبه‌های مهم این توافق، حذف کامل غنی‌سازی و بازفرآوری اورانیوم از قلمرو سعودی است. در بیانیه انرژی آمریکا، تأکید شده که این توافق «تعهد محکم به عدم اشاعه» دارد و همکاری باید در چارچوب استانداردهای بین‌المللی نظارتی و ایمنی انجام شود. اگر چنین تعهدی در متن نهایی گنجانده شود، این به معنای آن خواهد بود که عربستان می‌تواند برق هسته‌ای تولید کند؛ اما نمی‌تواند چرخه سوخت ملی خود را بسازد. این همان الگوی «هسته‌ای شدن بدون استقلال چرخه سوخت» است که برخی آن را مدلی کنترل‌شده می‌دانند؛ مدلی که آمریکا آن را برای حفظ تأثیر استراتژیک در منطقه ترجیح می‌دهد.

توافق اخیر، ذخایر جبل صاید را به‌عنوان ابزاری برای توسعه چرخه سوخت هسته‌ای (Nuclear Fuel Cycle) برجسته می‌کند که هم نیاز داخلی عربستان (برای برق و آب‌شیرین‌کن‌ها) را برآورده می‌سازد و هم فرصت‌های صادراتی ایجاد می‌کند. این معدن، بخشی از کمربند معدنی «سامران-جبل صاید» است و مطالعات اخیر نشان‌دهنده پتانسیل بالای آن برای استخراج پایدار است.

یکی از محرک‌های اصلی این همکاری در موضوع اورانیوم سعودی، زمینه ژئواکونومیک و تغییر ساختاری در بازار جهانی اورانیوم است که ناشی از سیاست‌های جدید واشنگتن درباره واردات اورانیوم روسی است. در می ۲۰۲۴ (اردیبهشت 1403)، ایالات‌متحده قانون «Prohibiting Russian Uranium Imports Act» را تصویب کرد که واردات اورانیوم غنی‌نشده (LEU) از روسیه را ممنوع می‌سازد؛ مگر در موارد خاص تحت مجوز موقت تا آغاز سال ۲۰۲۸. این مقرره، به‌عنوان بخشی از تلاش واشنگتن برای افزایش استقلال زنجیره سوخت هسته‌ای و تقویت ظرفیت داخلی تبدیل و غنی‌سازی اجراشده است. وزارت انرژی آمریکا گزارش داده که این ممنوعیت همچنین با سرمایه‌گذاری 72/ 2 میلیارد دلاری برای گسترش ظرفیت داخلی همراه بوده است.

در این چارچوب، عربستان سعودی با ذخایر قابل‌توجه اورانیوم خود وارد صحنه شد. یکی از مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین پروژه‌ها، معدن جبل صاید است که گزارش‌های معدنی آن از ذخیره قابل‌استخراج معنادار اورانیوم حکایت دارد. این پتانسیل، عربستان را به تأمین‌کننده بالقوه مهمی برای بازار غرب تبدیل می‌کند؛ به‌ویژه درزمانی که روسیه به‌تدریج از بازار اورانیوم آمریکا کنار گذاشته می‌شود.

ازنظر ژئواکونومیک، این‌یک فرصت طلایی برای آمریکاست: تأمین اورانیوم از یک منبع استراتژیک در منطقه خلیج‌فارس که از پایداری بیشتر، هزینه حمل پایین‌تر و مزایای ژئوپلیتیک برخوردار است؛ هم‌زمان با انتقال فناوری و سرمایه هسته‌ای به ریاض.

1) جبل صاید؛ از یک معدن مسطلا تا یک اهرم ژئواکونومیک

توافق هسته‌ای جدید میان ایالات‌متحده و عربستان سعودی در ۱۹ نوامبر ۲۰۲۵ نه‌تنها فصل تازه‌ای در روابط واشنگتنریاض گشود، بلکه منابع زیرزمینی عربستان؛ به‌ویژه اورانیوم موجود در معدن جبل صاید را به یکی از متغیرهای راهبردی معماری انرژی هسته‌ای جهان تبدیل کرد. این تحول دقیقاً زمانی رخ می‌دهد که واشنگتن در تلاش است وابستگی دیرینه خود به اورانیوم روسیه را قطع کرده و زنجیره‌های تأمین «دوست‌محور» ایجاد کند.

معدن جبل صاید، ۳۵۰ کیلومتری شمال‌شرقی جده، سال‌ها به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ذخایر مسطلا در عربستان شناخته می‌شد. مطالعات زمین‌شناسی جدید اما اهمیت این منطقه را دگرگون کرده است: وجود حدود ۳۱ هزار تن اورانیوم همراه با عناصر نادر خاکی (REEs). این ذخایر بخشی از کمربند معدنی «سامرانجبل صاید» هستند که طبق ارزیابی‌ها، ظرفیت استخراج پایدار برای چند دهه آینده دارد. این پتانسیل خام، عربستان را قادر می‌سازد نه‌فقط سوخت رآکتورهای داخلی را تأمین کند، بلکه در آینده وارد بازار صادرات اورانیوم؛ خام یا فرآوری‌شده، شود؛ اهمیتی که برای آمریکا در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری برجسته است.

2) توافق ۲۰۲۵؛ الگوی «هسته‌ای شدن بدون چرخه سوخت»

بیانیه مشترک وزارت انرژی آمریکا و عربستان در نوامبر ۲۰۲۵ گام نهایی برای نهایی‌سازی یک توافق هسته‌ای غیرنظامی بر پایه «بخش ۱۲۳» قانون انرژی اتمی آمریکا بود. این توافق بر دو اصل کلیدی بناشده است: (1) انتقال فناوری و ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای پیشرفته در عربستان. (2) تعهد ریاض به عدم غنی‌سازی و عدم بازفرآوری اورانیوم در خاک خود. واشنگتن تأکید دارد که این همکاری باید مطابق با «بالاترین استانداردهای عدم اشاعه و نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی» باشد. این مدل که پیش‌ازاین برای امارات نیز اجراشده بود، به آمریکا اجازه می‌دهد ضمن هسته‌ای شدن متحدان، کنترل چرخه سوخت را هم‌چنان در دست خود نگه دارد.

3) بازار جهانی اورانیوم در حال بازآرایی

برای فهم اهمیت اورانیوم عربستان، باید به تحولات بازار جهانی اورانیوم نگاه کرد. از زمان جنگ اوکراین، سهم روسیه در تأمین سوخت هسته‌ای آمریکا؛ که در برخی سال‌ها بیش از ۲۰ درصد LEU وارداتی واشنگتن را شامل می‌شد، به یک ریسک امنیت ملی تبدیل شد.

در سال ۲۰۲۴، ایالات‌متحده قانون ممنوعیت واردات اورانیوم روسی را تصویب کرد که به‌تدریج واردات سوخت هسته‌ای از روسیه را تا ۲۰۲۸ متوقف می‌کند. این قانون با سرمایه‌گذاری 72/ 2 میلیارد دلاری برای توسعه ظرفیت تبدیل و غنی‌سازی داخلی آمریکا همراه بود؛ اما ساخت این ظرفیت‌ها سال‌ها طول می‌کشد و واشنگتن نیازمند منابع مکمل است. در این خلأ، ذخایر سعودی؛ به‌ویژه جبل صاید، در حال تبدیل‌شدن به یک گزینه جذاب ژئواکونومیک هستند.

4) دلایل اهمیت ذخایر اورانیوم سعودی برای واشنگتن

ذخایر اورانیوم سعودی به دلایل متعددی برای واشنگتن استراتژیک هستند: (1) جایگزینی مطمئن برای کاهش سهم روسیه: ذخایر ۳۱ هزار تنی جبل صاید می‌تواند بخشی از شکاف عرضه اورانیوم آمریکا را پر کند. (2) تأمین از منطقه‌ای در حوزه نفوذ امنیتی آمریکا: برخلاف آفریقا یا آسیای مرکزی، تأمین از خلیج‌فارس هزینه کمتر و ثبات بیشتری برای واشنگتن دارد. (3) پیوند طبیعی با شراکت راهبردی واشنگتنریاض: اتکا به متحدان، از انرژی تا فناوری، بخشی از راهبرد کلان آمریکا است. عربستان نیز در چارچوب چشم‌انداز ۲۰۳۰ به‌دنبال تنوع‌بخشی به اقتصاد فراتر از نفت است. (4) هم‌افزایی با سرمایه‌گذاری‌های معدنی و فناورانه: با حضور شرکت‌های آمریکایی در استخراج و فرآوری اورانیوم و عناصر نادر خاکی عربستان، واشنگتن می‌تواند زنجیره‌های ارزش جدیدی ایجاد کرده و نفوذ چین را محدود کند.

5) پیامدهای ژئواکونومیک برای خاورمیانه و بازار جهانی

اهمیت یافتن ذخایر اورانیوم سعودی برای خاورمیانه و بازار جهانی پیامدهای ژئواکونومیک خودش را دارد: (1) ظهور عربستان به‌عنوان بازیگر جدید اورانیوم: اکتشافات در تبوک، الحناکیه و جبل صاید نشان می‌دهد عربستان می‌تواند ظرف یک دهه وارد لیگ تولیدکنندگان اصلی شود. (2) رقابت تازه در ژئوپلیتیک هسته‌ای منطقه: عربستان با رآکتورهای آمریکایی؛ ایران با چرخه سوخت بومی؛ و ترکیه با رآکتور روسی، سه مسیر متفاوت را دنبال می‌کنند و یک رقابت ساختاری در حال شکل‌گیری است. (3) کاهش تدریجی نفوذ روسیه در بازار سوخت هسته‌ای: با محدود شدن صادرات روسیه به آمریکا، بازار جهانی در حال بازآرایی است و فرصت برای بازیگران تازه‌نفس مانند عربستان افزایش می‌یابد. (4) حمایت از برنامه انرژی هسته‌ای و پروژه‌های نمک‌زدایی سعودی: نیازهای روبه افزایش انرژی و آب، توجیه رآکتورهای هسته‌ای را بیشتر کرده و وجود ذخایر داخلی اورانیوم این روند را تقویت می‌کند.

روشن‌ساز کلام

در نظم جدید انرژی جهانی؛ جایی که رقابت ژئواکونومیک میان آمریکا، روسیه و چین شدت گرفته، معدن جبل صاید عربستان از یک پروژه معدنی معمولی به یک متغیر راهبردی تبدیل‌شده است. توافق هسته‌ای ۲۰۲۵ میان واشنگتن و ریاض نقش این ذخایر را در یک مأموریت بزرگ‌تر تثبیت می‌کند: کاهش وابستگی آمریکا به اورانیوم روسیه و بازطراحی نظم هسته‌ای خاورمیانه. اگر این مسیر عملی شود، عربستان برای نخستین‌بار نه‌فقط در بازار نفت، بلکه در بازار جهانی اورانیوم نیز به یکی از بازیگران اثرگذار تبدیل خواهد شد.

در نظم جدید انرژی جهانی؛ نظمی که دیگر صرفاً بر محور نفت و گاز نمی‌چرخد بلکه به‌طور فزاینده‌ای با امنیت زنجیره‌های تأمین، فناوری‌های دوگانه و رقابت ژئواکونومیک قدرت‌های بزرگ تعریف می‌شود، معدن جبل صاید عربستان از یک پروژه معدنی کلاسیک فراتر رفته و به یک دارایی راهبردی چندلایه بدل شده است. اهمیت این معدن نه‌فقط در حجم بالقوه ذخایر اورانیوم آن، بلکه در جایگاه آن در معماری جدید قدرت انرژی نهفته است؛ معماری‌ای که در آن آمریکا، روسیه و چین برای کنترل حلقه‌های حساس زنجیره هسته‌ای؛ از استخراج تا غنی‌سازی و سوخت، در رقابتی فشرده قرارگرفته‌اند.

در این چارچوب، توافق هسته‌ای ۲۰۲۵ میان واشنگتن و ریاض را باید بیش از یک قرارداد دوجانبه دانست. این توافق عملاً تلاش می‌کند عربستان را به‌عنوان یک «تأمین‌کننده قابل‌اتکا» در زنجیره سوخت هسته‌ای غرب تعریف کند؛ مأموریتی که هدف محوری آن کاهش وابستگی ساختاری آمریکا و متحدانش به اورانیوم و خدمات غنی‌سازی روسیه است؛ وابستگی‌ای که پس از جنگ اوکراین به یک نقطه آسیب‌پذیر ژئوپلیتیکی بدل شده است. از این منظر، جبل صاید بخشی از یک راهبرد بزرگ‌تر برای بازطراحی نقشه ژئواکونومیک اورانیوم و انتقال مرکز ثقل آن از اوراسیا به خاورمیانه محسوب می‌شود.

پیامد این مسیر، در صورت تحقق، فراتر از حوزه فنی انرژی هسته‌ای خواهد بود. عربستان سعودی برای نخستین‌بار از جایگاه یک اَبَرصادرکننده نفت به موقعیت یک کنشگر مؤثر در بازار جهانی اورانیوم ارتقا می‌یابد؛ ارتقایی که به ریاض امکان می‌دهد در معادلات امنیت انرژی، سیاست عدم‌اشاعه و حتی موازنه‌های منطقه‌ای نقش فعال‌تری ایفا کند. به بیان دیگر، جبل صاید می‌تواند همان نقشی را در نظم هسته‌ای نوظهور بازی کند که نفت در قرن بیستم برای عربستان ایفا کرد: اهرم ژئواکونومیک برای تبدیل منابع زیرزمینی به نفوذ راهبردی در سطح بین‌المللی.