آغاز زمستان اروپا از تابستان: تبدیل بحران نفتی هرمز به بحران گازی

تاریخ : 1405/05/04
Kleinanlegerschutzgesetz, Crowdfunding, Finanzierungen
حقوق نفت و گاز حکمرانی جهانی
نمایش ساده

گزیده جستار: ذخایر گاز اروپا در حال حاضر حدود ۵۴ درصد پر است؛ دومین سطح پایین برای این مقطع از سال طی ۱۵ سال گذشته و به‌مراتب پایین‌تر از میانگین پنج‌ساله. مدیرعامل Equinor؛ آندرس اوپدال، هشدار داده که اروپا احتمالاً حتی پیش از زمستان نیز نمی‌تواند ذخایر خود را به ۸۰ درصد برساند. در آغاز فصل تزریق تابستانی، ذخایر اروپا تنها ۲۸ درصد بود؛ زیرا زمستان سرد گذشته بخش قابل‌توجهی از ذخایر را مصرف کرده بود.

اين نوشتار در تاريخ  چهارم مردادماه ۱۴۰۵ در روزنامۀ اعتماد منتشر شد.

 

آغاز زمستان اروپا از تابستان:

تبدیل بحران نفتی هرمز به بحران گازی

 

 

اروپا به زمستانی نزدیک می‌شود که در آن نه‌تنها ذخایر گازش پایین است، بلکه برای پر کردن مخازن خود باید با آسیا در یکی از رقابتی‌ترین بازارهای انرژی سال‌های اخیر بجنگد. اروپا در آستانه زمستانی قرار گرفته که ممکن است از یک‌جهت با بحران انرژی سال‌های گذشته متفاوت باشد: این بار مسئله فقط «کمبود گاز» نیست؛ مسئله، کاهش حاشیۀ امنیت انرژی (Energy Cushion) در شرایطی است که بازار جهانی گاز طبیعی مایع‌شده (LNG) به‌شدت رقابتی شده است.

ذخایر گاز اروپا در حال حاضر حدود ۵۴ درصد پر است؛ دومین سطح پایین برای این مقطع از سال طی ۱۵ سال گذشته و به‌مراتب پایین‌تر از میانگین پنج‌ساله. مدیرعامل Equinor؛ آندرس اوپدال، هشدار داده که اروپا احتمالاً حتی پیش از زمستان نیز نمی‌تواند ذخایر خود را به ۸۰ درصد برساند. در آغاز فصل تزریق تابستانی، ذخایر اروپا تنها ۲۸ درصد بود؛ زیرا زمستان سرد گذشته بخش قابل‌توجهی از ذخایر را مصرف کرده بود.

اروپا اکنون با یک مشکل مضاعف مواجه است: ذخایر پایین به‌علاوه دشواری تأمین LNG جدید. اختلال در مسیرهای کشتیرانی مرتبط با تنگه هرمز باعث شده خریداران آسیایی برای تأمین LNG بیشتر وارد بازار شوند و محموله‌های تک‌محموله‌ای (Spot Cargoes) را با قیمت‌های بالاتری خریداری کنند. نروژ اکنون تقریباً یک‌سوم واردات گاز اروپا را تأمین می‌کند و بنابراین Equinor دید نسبتاً دقیقی از وضعیت عرضه زمستانی اروپا دارد. حدود ۳۰ درصد واردات گاز اروپا را LNG تشکیل می‌دهد؛ بنابراین هرگونه رقابت اروپا با آسیا بر سر LNG مستقیماً بر توانایی اروپا برای پر کردن ذخایر تأثیر می‌گذارد.

در آسیا نیز تقاضا در حال افزایش است: قیمت برق عمده‌فروشی ژاپن به بالاترین سطح سه‌ونیم سال اخیر رسیده؛ پاکستان برای محموله‌های LNG در بازار نقدی قیمت‌های بی‌سابقه‌ای می‌پردازد؛ هند قراردادهای بلندمدت LNG بیشتری منعقد می‌کند. برآورد Kpler نشان می‌دهد واردات LNG آسیا در ماه ژوئیه به بالاترین سطح شش ماه اخیر می‌رسد؛ درحالی‌که واردات LNG اروپا احتمالاً به پایین‌ترین سطح از سپتامبر ۲۰۲۴ کاهش می‌یابد. درنتیجه، بخشی از محموله‌های LNG آمریکا که معمولاً به اروپا می‌رفتند، اکنون به سمت آسیا تغییر مسیر می‌دهند؛ زیرا خریداران آسیایی حاضرند قیمت بیشتری بپردازند.

پایان عصر گاز ارزان و قابل‌دسترس

پس از آغاز جنگ اوکراین، اروپا به‌تدریج وابستگی خود به گاز روسیه را کاهش داد و LNG را به یکی از ستون‌های اصلی امنیت انرژی خود تبدیل کرد. این تغییر استراتژیک در ابتدا موفقیت‌آمیز به نظر می‌رسید. اروپا توانست با توسعه پایانه‌های واردات LNG، انعقاد قراردادهای جدید و جذب محموله‌های آمریکا، قطر و سایر صادرکنندگان، بخشی از خلأ ناشی از کاهش گاز روسیه را پر کند.

یک واقعیت مهم اما در این میان نادیده گرفته شد: LNG برخلاف گاز خط لوله‌ای، یک بازار جهانی‌تر و سیال‌تر است. یک محموله LNG می‌تواند مقصد خود را تغییر دهد. اگر قیمت در آسیا بالاتر باشد، کشتی حامل LNG می‌تواند به‌جای اروپا راهی ژاپن، چین، هند یا سایر بازارهای آسیایی شود.

به همین دلیل، امنیت انرژی اروپا اکنون تا حدی به یک متغیر ساده اما بی‌رحم وابسته شده است: چه کسی حاضر است بیشتر پول بدهد؟ این منطق بازار، در شرایط عادی مزیت محسوب می‌شود؛ اما در زمان بحران می‌تواند به نقطه‌ضعف تبدیل شود. اگر آسیا حاضر باشد برای جذب LNG قیمت بیشتری بپردازد، اروپا باید یا قیمت بالاتری پیشنهاد کند یا با کاهش جریان محموله‌ها مواجه شود؛ بنابراین، امنیت انرژی دیگر فقط به ظرفیت ذخیره‌سازی وابسته نیست؛ بلکه به قدرت خرید، قراردادهای بلندمدت و موقعیت ژئوپلیتیکی کشورها نیز وابسته شده است.

هرمز؛ بحران نفتی که به بحران گاز تبدیل شد

در نگاه نخست، تنگه هرمز بیشتر با نفت خام و فرآورده‌های نفتی شناخته می‌شود؛ اما تحولات اخیر نشان داده است که اهمیت این آبراه برای بازار LNG نیز بسیار بالاست. اختلال در مسیرهای کشتیرانی مرتبط با تنگه هرمز و جنگ آمریکا و ایران، جریان انرژی از خلیج‌فارس را تحت‌فشار قرار داده و بازار جهانی LNG را با یک شوک عرضه (Supply Shock) مواجه کرده است.

این اتفاق یک زنجیره اثرگذاری ایجاد کرده است: اختلال در هرمز؛ کاهش عرضه LNG از منطقه خلیج‌فارس؛ افزایش رقابت برای محموله‌های موجود؛ افزایش قیمت در آسیا؛ تغییر مسیر محموله‌های LNG و دشوارتر شدن پر کردن ذخایر اروپا. در این شرایط، اروپا حتی اگر بتواند در بازار جهانی LNG محموله خریداری کند، الزاماً نمی‌تواند با قیمت‌های رقبای آسیایی رقابت کند.

گزارش European Union’s energy regulator ACER نیز نشان داده است که بحران هرمز مستقیماً بر بازار گاز اروپا اثر گذاشته و افزایش «صَرف آسیا» یا Asian Premium جذب محموله‌های کوتاه‌مدت LNG برای اروپا را دشوارتر کرده است؛ بنابراین، هرمز اکنون فقط یک گلوگاه نفتی (Oil Chokepoint) نیست؛ بلکه به یک گلوگاه گاز طبیعی مایع (LNG Chokepoint) نیز تبدیل‌شده است و این تغییر بسیار مهم است؛ زیرا هرچه وابستگی اروپا به LNG افزایش یابد، اهمیت مسیرهای دریایی، پایانه‌های LNG و امنیت کشتیرانی نیز افزایش خواهد یافت.

جنگ آسیا برای محموله‌های LNG

اروپا در این بحران یک رقیب قدرتمند دارد: آسیا. ژاپن با افزایش قیمت برق عمده‌فروشی مواجه شده است. پاکستان برای خرید محموله‌های LNG در بازار نقدی، قیمت‌های بی‌سابقه‌ای می‌پردازد. هند نیز به سمت قراردادهای بلندمدت بیشتر برای تضمین عرضه LNG حرکت کرده است. در چین نیز تقاضا برای LNG در حال تقویت است.

برآورد شرکت داده و تحلیل بازار Kpler نشان می‌دهد واردات LNG آسیا در ماه ژوئیه به بالاترین سطح شش‌ماهه می‌رسد؛ درحالی‌که واردات LNG اروپا احتمالاً به پایین‌ترین سطح از سپتامبر ۲۰۲۴ کاهش خواهد یافت. این تحول یک پیام روشن دارد: بازار LNG در حال چرخش به سمت آسیا است. محموله‌هایی که در شرایط عادی می‌توانستند به اروپا بروند، اکنون در حال تغییر مسیر هستند؛ زیرا خریداران آسیایی حاضرند برای تأمین امنیت انرژی خود هزینه بیشتری پرداخت کنند.

درواقع، اروپا اکنون با پارادوکس بزرگی روبه‌رو است. از یک‌سو، برای عبور از زمستان به گاز بیشتری نیاز دارد؛ از سوی دیگر، برای خرید این گاز باید وارد رقابت با کشورهایی شود که خودشان نیز با بحران انرژی، رشد تقاضا یا نگرانی‌های امنیتی مواجه‌اند. این وضعیت می‌تواند مفهوم جدیدی را به بازار انرژی تحمیل کند: جنگ برای محموله‌های LNG (The Battle for LNG Cargoes). در این جنگ، قراردادهای بلندمدت، ظرفیت ذخیره‌سازی، پایانه‌های وارداتی و حتی قدرت مالی کشورها به سلاح تبدیل می‌شوند.

خطر اصلی نبودن حاشیه امنیت

شاید بزرگ‌ترین سوءبرداشت درباره وضعیت اروپا این باشد که تصور کنیم اگر ذخایر به ۸۰ درصد نرسد، الزاماً اروپا با کمبود فیزیکی گاز مواجه خواهد شد. مسئله پیچیده‌تر است. ذخایر پایین به معنای کاهش حاشیه امنیت (Buffer) است. اروپا ممکن است در یک زمستان عادی بتواند بدون مشکل جدی نیاز خود را تأمین کند؛ اما اگر هم‌زمان چند اتفاق رخ دهد چه؟ یک زمستان سردتر از معمول؛ کاهش تولید برق هسته‌ای؛ افت تولید برق‌آبی؛ کاهش تولید برق بادی؛ اختلال در وارداتLNG ؛ یا افزایش ناگهانی تقاضای آسیا. هرکدام از این عوامل به‌تنهایی قابل مدیریت است؛ اما ترکیب یک یا چندتا از آن‌ها می‌تواند بازار را به‌سرعت از تعادل خارج کند. در چنین شرایطی، ذخایر پایین مانند یک «ضریب شکنندگی» عمل می‌کنند. به همین دلیل است که نگرانی اصلی بازار نه لزوماً کمبود فوری، بلکه افزایش نوسان قیمت (Price Volatility) است.

گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد قیمت گاز اروپا نیز همین ریسک را منعکس کرده است. قیمت شاخص هلندی TTF اخیراً جهش قابل توجهی داشته و نگرانی درباره ذخایر زمستانی، رقابت با آسیا و اختلالات مرتبط با هرمز را در خود منعکس کرده است؛ بنابراین، حتی اگر اروپا بتواند زمستان را بدون سهمیه‌بندی یا خاموشی گسترده پشت سر بگذارد، ممکن است مجبور شود این کار را با پرداخت هزینه بسیار بالاتر انجام دهد و این همان‌جایی است که بحران انرژی به بحران اقتصادی تبدیل می‌شود.

اروپا؛ قربانی رقابت قیمت با آسیا

اروپا پس از بحران گاز روسیه تلاش کرد وابستگی خود را به یک تأمین‌کننده خاص کاهش دهد. نتیجه ناخواسته این سیاست اما آن بوده که اکنون بخشی از امنیت انرژی اروپا به بازار جهانی LNG و رقابت قیمت وابسته شده است. در این مدل، اروپا دیگر صرفاً با روسیه رقابت نمی‌کند؛ بلکه با ژاپن، چین، هند، پاکستان و سایر خریداران آسیایی نیز رقابت می‌کند.

این رقابت می‌تواند پیامدهای مهمی برای صنعت اروپا داشته باشد. گاز طبیعی فقط برای گرمایش خانه‌ها استفاده نمی‌شود. این سوخت در تولید برق و صنایع شیمیایی، پتروشیمی، فولاد، شیشه، سیمان و کودهای شیمیایی نقش دارد؛ بنابراین افزایش قیمت گاز می‌تواند از بازار انرژی به‌کل اقتصاد منتقل شود. گاز گران‌تر؛ برق گران‌تر؛ هزینه تولید بالاتر؛ کاهش رقابت‌پذیری صنعتی؛ افزایش تورم و فشار بر خانوارها را به همراه خواهد داشت.

به‌این‌ترتیب، مسئله ذخایر گاز اروپا می‌تواند به یک مسئله رقابت‌پذیری صنعتی (Industrial Competitiveness) تبدیل شود. اروپا در سال‌های اخیر هم‌زمان با چالش‌هایی مانند هزینه بالای انرژی، رقابت صنعتی چین و سیاست‌های حمایتی آمریکا مواجه بوده است. اگر زمستان پیش رو با یک شوک جدید گازی همراه شود، فشار بر صنایع انرژی‌بر اروپا می‌تواند افزایش یابد. در این صورت، بحران LNG فقط یک بحران انرژی نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند به یک شوک ژئواکونومیک (Geoeconomic Shock) تبدیل شود.

آمریکا؛ برنده ناخواسته بحران LNG

یکی از پیامدهای جالب این وضعیت، تقویت موقعیت آمریکا در بازار جهانی انرژی است. آمریکا در سال‌های اخیر به یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان LNG جهان تبدیل شده و ظرفیت صادراتی آن در حال افزایش است؛ اما حتی آمریکا نیز با یک محدودیت مواجه است: ظرفیت صادرات LNG نمی‌تواند در کوتاه‌مدت به‌اندازه تقاضای جهانی افزایش یابد. درنتیجه، افزایش تقاضای اروپا و آسیا می‌تواند قیمت جهانی LNG را بالا ببرد، حتی اگر تولید آمریکا افزایش یابد. درعین‌حال، تولیدکنندگان آمریکایی از افزایش قیمت جهانی LNG منتفع می‌شوند و شرکت‌های انرژی این کشور می‌توانند قراردادهای بلندمدت بیشتری با خریداران آسیایی و اروپایی منعقد کنند.

از این منظر، بحران هرمز و رقابت اروپا و آسیا برای LNG می‌تواند یک پیامد ژئوپلیتیکی مهم داشته باشد: وابستگی اروپا به روسیه کاهش یافته؛ اما وابستگی آن به بازار جهانی LNG و صادرکنندگان دریایی افزایش‌یافته است. این الزاماً به معنای وابستگی جدید به آمریکا نیست؛ اما وزن ژئوپلیتیکی آمریکا در امنیت انرژی اروپا را افزایش می‌دهد.

آغاز زمستان اروپا از تابستان

مهم‌ترین نکته درباره بحران کنونی این است که اروپا هنوز وارد زمستان نشده است. بحران واقعی ممکن است نه در ماه‌های سرد، بلکه همین حالا در فصل تابستان شکل بگیرد؛ زیرا تابستان فصل تزریق ذخایر (Storage Injection) است. هر محموله LNG که امروز وارد اروپا نمی‌شود، می‌تواند به معنای یک واحد ذخیره کمتر در آغاز زمستان باشد. به همین دلیل، زمان اهمیت حیاتی دارد.

اگر اروپا نتواند در ماه‌های باقی‌مانده ذخایر خود را به سطح مطلوب برساند، بازار زمستانی با یک نقطه شروع ضعیف مواجه خواهد شد. در چنین شرایطی، یک زمستان سرد می‌تواند بازار را به‌سرعت تحت‌فشار قرار دهد؛ اما یک زمستان معمولی نیز حتی ممکن است با قیمت‌های بالاتر همراه باشد؛ زیرا بازار می‌داند که حاشیه امنیت اروپا محدود است. این همان چیزی است که می‌توان آن را «حق بیمه ریسک زمستانی» (Winter Risk Premium) نامید. بازار قبل از آنکه کمبود واقعی رخ دهد، قیمت ریسک کمبود را وارد معاملات می‌کند.

 

 

بحران جدید، درس جدید

بحران گاز اروپا در سال ۲۰۲۶ یک درس مهم‌تر از بحران سال ۲۰۲۲ دارد. در سال ۲۰۲۲، مسئله اصلی این بود که اروپا چگونه جایگزین گاز روسیه را پیدا کند. امروز مسئله پیچیده‌تر است: اگر همه جهان به LNG نیاز داشته باشند، چه کسی اولویت دارد؟ پاسخ دیگر فقط به سیاست خارجی یا قراردادهای انرژی بستگی ندارد. پاسخ به قیمت، قدرت خرید، قراردادهای بلندمدت، ظرفیت زیرساختی و امنیت مسیرهای دریایی بستگی دارد.

اروپا در این رقابت، یک مزیت مهم دارد: ظرفیت بالای ذخیره‌سازی و زیرساخت گسترده واردات LNG؛ اما در مقابل، یک ضعف ساختاری نیز دارد: ذخایر پایین در آغاز فصل پر کردن مخازن و وابستگی بیشتر به بازار جهانی. اگر اختلالات هرمز کوتاه‌مدت باشد، بازار LNG احتمالاً به‌تدریج خود را بازتنظیم خواهد کرد؛ اما اگر بحران طولانی شود، اروپا با یک معادله دشوار روبه‌رو خواهد شد: رقابت با آسیا برای منابع محدود، افزایش قیمت، فشار بر صنایع و احتمال مداخله بیشتر دولت‌ها در بازار. در چنین شرایطی، امنیت انرژی اروپا دیگر صرفاً مسئله «داشتن گاز» نیست. مسئله این است که در لحظه بحران، چه کسی می‌تواند گاز را بخرد؟ و شاید این مهم‌ترین تغییر در ژئوپلیتیک انرژی جهان باشد.

اروپا زمانی تصور می‌کرد با کنار گذاشتن گاز روسیه و توسعه LNG می‌تواند امنیت انرژی خود را تضمین کند؛ اما اکنون روشن‌شده است که امنیت انرژی در عصر جدید، نه‌فقط به تعداد تأمین‌کنندگان، بلکه به عمق ذخایر، تنوع مسیرها و توانایی رقابت در بازار جهانی بستگی دارد. در آستانه زمستان، اروپا با مخازنی روبه‌رو است که هنوز به‌اندازه کافی پر نیستند؛ آسیا با تقاضایی که در حال افزایش است؛ و بازاری که هر محموله LNG در آن می‌تواند مقصد خود را تغییر دهد.

به همین دلیل، خطر اصلی زمستان پیش رو ممکن است نه خاموشی گسترده و نه کمبود مطلق گاز، بلکه زمستانی گران‌تر، بی‌ثبات‌تر و آسیب‌پذیرتر باشد. اروپا ممکن است گاز کافی برای عبور از زمستان داشته باشد؛ اما پرسش بزرگ این است که برای خرید آن با چه قیمتی باید رقابت کند؟ و پاسخ به همین پرسش، می‌تواند تعیین کند که بحران انرژی آینده اروپا صرفاً یک بحران انرژی خواهد بود یا آغاز موج تازه‌ای از فشار بر صنعت، تورم و رقابت ژئواکونومیک این قاره. در بازار جدید انرژی، ذخیره گاز فقط یک عدد نیست؛ یک قدرت ژئوپلیتیکی است.